Home

Introduction

 

شکاف ديجيتالی و جنسيت

 

تغيير تفکر فرهنگی و اقتصادی، نتيجه تکنولوژی نوين ارتباطات و اطلاعات (ICT) است. تغييرات فرهنگی و اقتصادی مي‌تواند شامل رقمی شدن (digitization)، گستردگی دانش، جهانی شدن، مجازی شدن و مشتری‌مداری باشد. به‌نظر می‌رسد که وارد دورة جديدی شده‌ايم که مي‌توان آن را دورة پساصنعتی ناميد. در نظريه‌پردازی‌های پساتجددگرايانه قرائت‌های نوين از الگوهای شناختی و فرهنگی وجود دارد.

تکنولوژی در هيچ برهه‌ای از زمان جنبة خنثی نداشته است. در عصر جديد نيز تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطاتی توان توسعه الگوهای جديد در سطوح متفاوت را در جامعه دارد. ديدگاه‌های خوشبينانه و بدبينانه‌ای در مورد تغييرات نوين وجود دارد. ديدگاه خوشبينانه به‌توان رهايی بخشی که در تکنولوژی جديد ارتباطات و اطلاعات نهفته است، می‌پردازد، در حاليکه ديدگاه بدبينانه در مورد شکاف ديجيتالی در دو سطح بحث مي‌کند. در سطح اول تفا وت بين "دارا"ها و "ندار"ها و امکان دسترسی به تکنولوژي جديد و در سطح دوم به درجه مهارت‌ها و الگوهای استفاده از تکنولوژی جديد می‌پردازد.

موضوع جنسيت، به‌خصوص وضعيت زنان در جامعه و رابطه دو فضای خصوصی و عمومی يکی از مسائل مورد بحث در تکنولوژی نوين اطلاعات و ارتباطات است. اگر در دورة تجددگرايی شاهد تحولاتی عميق در فضای عمومی و خصوصی با محوريت زنان بوديم، ظهور رايا رابطه (cyber communication) نيز دارای تأثير مهم در کنش‌های ارتباطی در فضاهای عمومی را ايجاب می‌کند.

عمر تعاملات غيرشخصی در فضای سيبرنتيک (راياسپهر) به‌زودی به‌پايان خواهد رسيد. روند ارتباطات الکترونيکی به‌سوی مشتری‌مداری و فردگرايی است. محدودشدن يا محدود نگهداشته شدن زنان در فضای غيرعمومی است که باعث محدود شدن آنان و عدم دستيابی به امتيازات موجود و دستيابی ارتباطات در فضای عمومی است.

آمار نشان می‌دهد که برای اولين بار در تاريخ، استفاده از کامپيوتر در بين زنان امريکايی بيشتر از مردان امريکايی است. در آسيا استفاده از کامپيوتر و ايجاد ارتباط اينترنتی معمولاً از محل کار (فضای عمومی) ميسر است و چون زنان آسيايی کم‌تر از مردان به اين فضا دسترسی دارند، لذا آمار نشانگر استفادة 78 درصدی مردان و 32 درصدی زنان از اينترنت می‌باشد.

نکتة پايانی اين‌که، تکنولوژی اطلاعات وارتباطات توان بالقوه آن را دارد تا با وارد شدن به دنيای خصوصی زنان، آنان را به دنيای عمومی ارتباط بدهد و زنان را از قيد و بندهايی که آنان را وادار به محدوديت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تعليم و تربيت، تعاملات و غيره می‌کند، آزاد سازد.